امیرکیان امیرکیان ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

نفسم به نفست بنده عزیزم

بزرگ شدی آقای من

سلام به این روزهای قشنگ  سلام به آقای من  سلام به روزهای مرد شدن پسر من  روزها دارن میگذرن و ماشالله داری بزرگ میشی عشقم .زندگی بالا و پایین داره.قشنگی و ناراحتی داره . شیطوون شدی و بزرگ .همش میخای حرف حرف خودت باشه.میگی بزرگ شدی .توی عید فیلم پایتخت نشون میداد ک توی بالن بودن و افتادن توی دریا و  با داعش درگیر شدن .ک از اون روز تو به عشق این فیلم کلا میخای مثل اونها بازی کنی و کار کنی .مخصوصا نقش بهتاش . خیلی کلمات رو جالب و قشنگ میگی  به جای واژه یخچال    میگی    لخچال        قرمز       میگی      گرمز ...
18 ارديبهشت 1397

عشق منی

 از تو گلخونه دنیا                          میون تک تک گلها   قسمت ماهم در این بود                  کیانم تو شدی گل ما   پسر مامان عشق مامان چند روز دیگه یک سالت میشه .وای که چه روزهایی بود .وای که چقدر سخت بود .ولی ذوق دیدن ی فرشته کوچولو بهم امید میداد . بیمارستان که ر فتم وای خدای من ..... نفس مامان تا الان چه کارهایی انجام می ده؟؟؟؟؟!!!!!! ماما .بابا گفتنت که روح وروان آدم رو تازه میکنه ...
13 مرداد 1394

هویجوری یهویی

سلام سلام صدتاسلام    ماما ماما ماما بابا بابا بابا بابا دددددددددد ب ب ب ب ب ب ب  وای الهی قربونت برم ک کم کم داری حرف میزنی . کیانم از کلی وقت پیش عکس بابا اکبر رو با چشمهات نشون میدادی .همین ک ازت میپرسیدیم :کیان عکس بابا اکبر کو ؟؟سریع با چشمهات نشون میدادی .توی اتاق هم همین ک میگیم عکس بابامهدی کو؟عکس مامانی کو؟سریع نیگاه میکردی .دیگه جدیدا با دستت اشاره میکنی و عکس رو نشون میدی .الهی دورت بگردم عشقم. آخ نمیدونی چقدر شیطون شدی !!  همچین سینه میری ک نگو !!!توی آشپزخونه  زیر میز همچین سینه میری ک ازخنده و از ترس میترکیم   ...
8 تير 1394

یه مروارید قیمتی

30 خرداد اولین مروارید سرک زد    اومدم ژل بزنم روی لثه ات ک حسش کردم .آخه چند روزی بود مربض احوال بودی و حسابی به لثه هات فشار میاوردی .حدس زدم واسه دندونه .منم ژ ل کاهش درد میزدم ک یهو این مروارید رو حس کردم و   کلی بوست میکردم و گریه میکردم  خیلی دیر دندونت در اومد ولی دکترها میگن اشکالی نداره بهتره  خیلی خیلی خوش اومدین مروارید کوچولو                             مبارکت باشه عـــــــــــــــــــــــــــزیزم آدرس مکان مروارید:  پایین صدف سمت راست   امروز یه آش دندونی کوچولو با 33 عدد از هر کدو...
6 تير 1394

الهی فدای این دستهای کوچولوت بشم من

پسرم تاج سرم موقع خداحافظی بابای میکنی  . وقتی هم بهت دست میدن تو هم دست میدی . دیگه سینه هم میری .همچین گازش رو میگیری و میری ک نگو الهی فدات بشم ممنون زن دایی .زن دایی یه کار درباری بهت یاد داده . دست میاری جلو دهن همه که بوسش کنن . الهی دور این دستهات بگردم ...
15 خرداد 1394

گفتی ماما

وای انگار همه ی دنیا رو بهم دادن   قابل ذکر است توی مسافرت مشهد بودیم ک واسه اولین بار واضح و قشنگ گفتی ماما . البته به من نه . به  مامان فاطمه میگفتی ماما. خوب مامانی هم مامانته .همین که میدیدیشون میگفتی ماما و سریع میخاستی بغلشون بشی . اصلا کلا تو وقتی مامان فاطمه رو میبینی دیگه بقیه رو نمیشناسی . دوست دارم پرنس مامان ...
10 خرداد 1394
1