یـــــــــــــــــک سالــــــــــــــــــــــــه شدی عشق مامان
الهی مامان فدات بشه .الهی مامان صدات بشه پسر گلم از کلی وقت قبل از تولدت به فکرش بودیم و من و بابایی می خواستیم قشنگترین کارها رو واست انجام بدیم ولی در اخر خیلی فکرها و ایده هامون موند واسه سالهای آینده.آخه راستش فکر کردیم بزرگتر بشی تا قشنگ خودتم بفهمی و حسابی بهت خوش بگذره.
جمعه 16 مرداد تولد پسر گلم قشنگترین روز بود واسم.از صبح کلی من وبابا مهدی تلاش کردیم و فعالیت داشتیم .جالبتر از همه این بود که امیر کیان مامان اون روز ساعت 7 صبح بیدار شد و دیگه مگه میشد کاری انجام داد !!!!!!!!!!
ولی فدات بشم یه ساعتی بیدار بودی و باز خواب رفتی و من و بابا مهدی حسابی تلاش کردیم .تولدت با تم باب اسفنجی بود و شما از اون روز عاشق باب اسفنجی هستی.عصری هم مامان فاطمه اومدش و دمش گرم کلی بهمون کمک کرد و بعد هم زن دایی و دایی شهاب .که اوناهم خدایی ممنونشونم خیلی کمک میکنن و دیگه بقیه حدودای ساعت 22 بود ک اومدن .با اومدن همه تولد پسر گلم شروع شد و شما خیلی خوشحال بودی .کیک رو آوردیم و پسرم خوشحال و خندون بودی .ماهان و مرتضی میرقصیدن وتو هم بغل مامان جون بودی و در حال خوردن خربزه ای ک توی دستت بودو چراغها خاموش و رقص نور روشن بود .ک یهم دیدیم خربزه توی گلوت افتاده و منم گرفتمت و انگشت توی دهنت و خربزه رو درآوردم ک تونستی گریه کنی و دیگه از ترس گریه ات تمومی نداشت بمیرم توی تاریکی کسی نمیدیدتت و توهم اونجوری بود .خیلی خیر گذشت .خیلی همه حرص کردن و ناراحت شدن و شما دیگه تا آخر حالت خوش نبود.خدایا ممنونتم که فرشته ی منو حفظ کردی .من ک داشتم از فکر وخیال میمردم .تولد قشنگی بود .دست همه درد نکنه زحمت کشیده بودن.پسر گلم انشالله 120 ساله بشی.انشالله من وبابایی بهترین کارها رو واست انجام بدیم و پدرمادر خوبی واست باشیم .
بابا مهدی دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی .انشالله همیشه سایه ات بالا سرمون باشه .










یـــــــــــــــــک سالــــــــــــــــــــــــه شدی عشق مامان 
