امیرکیان امیرکیان ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفسم به نفست بنده عزیزم

یهویی و یهویی رفتیم شهرکرد

آخ ک نمیدونم چرا ما همیشه یهویی میریم سفر!!!!! سلام  خیلی یهویی و یه دفعه ای بابا مهدی گفت بریم با عمو بابک اینها شهرکرد و ما هم راهی شدیم . آخ که یهو تصمیم گرفتن و ساعت 23 زنگ زدن که فردا ساعت 5 صبح میخایم حرکت کنیم . منم تا صبح بیدار بودیم و وسایل آماده میکردم . اسم شهرکرد که اومد کلا میدونستیم که پتو و وسایل گرمایشی جز اولین چیزهاست . که آماده کردم وواقعا هم احتیاج بود به شدت . ساعت 5ونیم حرکت کردیم . تو هم توی ماشین لالا . و به استقبال از یک  سفر خوب و به یادموندنی . سفر پر ماجرا و خوبی بود . ماجرای رد شده گله گوسفندهای عشایر از یه رودخونه و غرق شدن یه بز که سردسته گله بود همیشه ...
9 مرداد 1396

پسرم آقا شدی

سلام به همه .سلام به خدا .سلام به فرشته هایی ک مواظب بچه ها هستن . سلام به پسر گلم امیرکیان مامان کیانم عشقم  روزها تند تند دارن سپری میشن و تو داری آقا میشی  آقای من عشق من  از چی بگم .از این بگم ک شدی آقا .میکشی مارو اگه بگیم بچه هستی .کلا الگوبرداری از بابامهدی شده همه ی زندگیت . موهام مثل بابایی باشه .عینک دودی میزنی و میگی بره زیر موهام مثل بابایی . هرکاری میخای بکنی هی میگی بابایی مثل بابایی .من آقام  . یه بار به من گفتی ما آقاییم باید بریم سر کار .و من گفتم پس من چی کار کنم ؟؟گفتی باید توی خونه باشن و غذا بپزن . وای از دست شیرین زبونی ها و حاضر جوابیهات. اوایل غریبی میکردی در...
29 تير 1396

آقایی شدی واسه خودت

سلام سلام سلام سلام به پسر گل مامان .سلام به عشق مامان  وقتی میگم عزیز مامان کیه ؟میگی من  عشق مامان کیه؟میگی من جیگر مامان کیه؟میگی من نفس مامان کیه ؟میگی من  خیلی میخاستم همیشه بگی مامان نانا .ولی الان میگی مامان ندا ولی هنوز میگی مامان فا آخ کیان نمیدونی چقدر عاشقتم روزها و شب ها دارن میگذرن و ماشالله داری بزرگ میشی .آخ نمیدونی چه حرفهایی میزنی .چه چیزهایی میگی .ک اصلا نمیدونیم چی جواب بدیم بهت . ماشالله از هوش و استعداد آخرشی دیگه .آروم آروم یواش یواش اومدم در خونتون ....... و ی روز ی آقا خرگوشه ...     به آمار شعرهای حفظیت اضافه شد .
28 دی 1395

داری بزرگ میشی امیرم

الله اکبر و ماشالله   پسرم عشقم روزها دارن میگذرن و تو داری بزرگ میشی .ماشالله ات باشه شیطون شدی ولی خدا رو شکر باادب .   همیشه میخاستم فرزندم شیطونیش سرجاش ولی باادب و خوب باشه که خدا رو شکر   وای کیانم امیرم عشقم چند تا شعر یاد گرفتی و میخونی .     ​ شعرهای یه توپ دارم قلقلی --توپ سفیدم --شعر پاییز ---دکتر چه مهربونه --آهویی دارم خوشکله --   عاشقتم کیان .الهی مامان فدات بشه همچین میکروفن ات رو به دست میگیری و میخنی که انگار چندین ساله این کاره ای . واسه بچه دو ساله خیلی خوبه ک چند تا شعر حفظ باشه .عاشق هقاشی و شعر خوندن و برنامه های آموزشی تلویزیون هستی  . یه بر...
20 آبان 1395

نفسم تولدت مبارک

سلام نفس من .سلام هزار تا سلام      سلام امیــــــــــــــــــــــــــــر مامان   سلام کِیــــــــــــــــــــــــــان مامان   کیانم تولدت مبارک .16 مرداد قشنگترین خاطره توی زندگی من و باباته .   روزی ک  من و بابا مهدیت باهم ازدواج کردیم ی خاطره قشنگ و بزرگ هستش و 16 مرداد ک تو  پا به این دنیای خاکی گذاشتی  یکی از قشنگترین اتفاقات توی زندگی ما بود . زندگیمون پر از برکت شد . زندگیمون سرشار از شادی و نشاط شد . با خنده هات میخندیم با گریه هات اشک میریزیم . نمیخابی ماهم نمیخابیم . کیانم نفسم زندگی من  , عاشقتم .      ...
17 مرداد 1395

نمیدونم چرا اینجوری میشه

سلام خوبی عشق مامان .نمیدونم چرا اینجوری میشه و فاصله میوفته و مامانی نمیتونه بیاد سراغ وبلاگ ولی ببخشین انشالله جبران میکنم .   ماشالله الان دیگه اونقدر بزرگ شدی که همه چیز میگی و از همه چیز سر در میاری.ازجالب ترین حرفهایی که جدیدا یاد گرفتی اینه که یهو وسط حرفها و توی موقعیت مناسب میگی :ای شیطون بلا      یعنی وقتی میگی من نمیدونم چی جوابت بدم ​. یهو وقتی چیزی رو گم میکنی یا چیزی رو نمیبینی میگی :کوش کوش (یا ی لحن و صدای قشنگ ) و بلافاصله میگی : ای بابا  .   شعر پلیس رو قشنگ حفظی ولی من اولش رو میگم و تو فعلهای آخرش رو میگی .    ​شعر دوست دوست علی (شب 27 ماه رمضون ) ر...
19 تير 1395

وای ببخش پسرم خیلی وقته نیومدم اینجا

  سلام یه سلام قشنگ و پر شور سلام پسر گلم .مامان جان نمیدونی چقدر شیطون شدی وقتی خوابی ک من سریع میرم سراغ کارهای خونه پون وقتی پسرمامان بیدار میشه دیگه نمیزاره مامان ندا کاری بکنه .بیدار هم ک هستی اصلا نمیزاری دست ب لب تاپ بزنیم آنچنان میپری و کلیدها رو میزنی ک بیپاره لب تاب تا  چند روز هنگ میکنه .  امروز اومدم ی تعداد عکس بزارم و زیر هر عکس ی توضیح کوتاه بدم ک اینجوری عقب نباشیم یعنی روزهایی ک عقب موندیم جبران کنم. وای خدای من .الهی من فداتشم کیانم   ی چند روزیه بهت میگم بگو : مامان ندا   تو هم با اون لحن و صدای قشنگت میگی : ماما نانا   آخ کیان نمیدونی وقتی اول...
17 اسفند 1394

خدای من این دیگه چیه !!!!

عاشورا عزاداری بودیم و شب رفتیم شام غریبان و روضه . شب هم خابیدی و وای صبح ک بیدار شدی چلک چشم چپت باد کرده بود وقرمز وباز نمیشد .انگشت کوچیک دست راست و سمت راست بالای پیشونی ی چیزی گزیده بود . بابا مهدی اومدش رفتیم داروخانه و بعد درمانگاه و خلاصه برگشتم خونه و مامان فاظمه اومد دنبالمون و رفتیم خونشون.خیلی ترسیده بودم .خدا رو شکر ک خوب شد
6 آبان 1394

یا علی اصغر ادرکنی

جمعه 24 مهر 2 محرم روز علی اصغر    الهی قربونت برم امیرکیانم .الهی فدات بشم مادر ک امروز با لباس سبز و لباس علی اصغرت اینقدر ماه شده بودی .دورت بگردم مامانی خیلی میخامت .الهی حضرت علی اصغر پشتیبان همتون باشه. جمعه صبح حدودای ساعت 7:30 مامان و زن دایی سعیده اومدن در خونه و بابا مهدی بردمون حسینیه آقا . رفتیم داخل ولی شما ک کلا از شلوغی خوشت نمیاد کلی نق زدی و گریه کردی ک آخرش اومدیم بیرون و ب دایی شهاب زنگیدیم و اومدن دنبالمون و رفتیم خونه ی مامان فاطمه .   ...
24 مهر 1394